محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
388
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پايهاى أو است ، أو فر پشت أو ، كبوذنجكث وتركسفى « 1 » شكم أو ، مايه مرغ وبوزماجن « 2 » دو دست أو است . اندازهى آن سى وشش در چهل وشش فرسنگ است ، بزرگترين منبر آن سمرقند سپس كش ، نسف ، كشانيه و . . . مىباشد . ديگرى گويد : قصبهء سغد اشتيخن است وآن را از سمرقند جدا مىكند [ وسه شهر برايش آورده است . وگروهى ] بخارا را نيز از سغد مىشمرد ، وچنين استدلال مىكند كه رودخانه از سرچشمه تا بخارا رود سغد نام دارد . ولى اين نادرست است مگر نبينى كه رود أردن در فلسطين نيز أردن ناميده مىشود ، وتا كنون كسى گوداهاى فلسطين را از أردن ندانسته است . پس اينكه گويند رود سغد يعنى از سغد برخيزد وآنجا را سيراب مىكند . هر گاه ما بخواهيم براي اين سخن خود استدلال كنيم وآن را بر سخن ديگران ترجيح دهيم كتاب ما دراز خواهد شد ، تنها هدف ما از ياد كردن اين سخنان آنست كه مراجعه كننده به كتاب ما گمان نبرد كه اين مطالب از نظر ما دور مانده است [ وما چيزى از خود نمىسازيم كه از راه علم نباشد . هر كس كه در يك دانش دراز دست باشد حق دارد رأى ونظر خويش را در مسائلي كه آيت يا حديثي دربارهء آن نيامده بيان دارد ، چنانكه فقيهان وپيشوايان مىكنند . ما نيز در اين دانش مانند ايشان در شرعيات رفتار مىكنيم ] بارى أبو زيد بلخى در كتاب خود فصلى آورده كه بينندگان را *
--> ( 1 ) ومرزبان تركسفى ( استخرى ع 323 : 3 پ 230 و 253 : 9 ) ( 2 ) ياقوت نيز اين همانندى از جيهانى نقل كرده ولى بجاى أوفر ، وفر ، وبجاى كبوذنجكث ، كبوكث وبجاى بوزماجن ، بزماخر آورده است ( ياقوت 3 : 394 : 10 - 13 ) .